-

روانشناسی کودک 6 سالگی


آنچه باید در مورد روانشناسی کودک شش ساله خود بدانید:

چند سال اخیر مشغول تماشای رشد و پیشرفت فرزندتان بوده اید. وقتی کودک اولین دوره های آموزشی را می گذراند درکنارش بودید و به او کمک کردید، به طور حتم کودک هنوز در حال پیشرفت است و به همان اندازه که قبلا نیارمند کمک شما بود حالا نیز به کمک شما نیاز دارد، بنابراین شما چطور متوجه می شوید که از نظر پیشرفت رشدی در چه موقعیتی قرار گرفته و چگونه می توانید به او کمک کنید؟

شما می توانید درمقایسه مهارت های حرکتی کودکتان نسبت یه یک سال قبل تفاوت های واضحی ببینید. هماهنگی بین اعضاء بدنش بهبود زیادی یافته است. اکنون می تواند دوچرخه سواری کند، و توپ را بگیرد. حتی ممکن است استعدادهای جسمی خاصی داشته باشد. اعتماد در او رشد پیدا کرده واگر موفقیتی کسب کند احساس غرور می کند ولی همچنان مستعد خطر کردن است، پس ارزش دارد که با او در مورد مسائل ایمنی مثل برآورد خطر صحبت کنید.

ورزش کردن برای کودک اهمیت زیادی دارد چون او وقت زیادی را صرف یادگیری درحالت نشسته روی میز تحریر می کند. زمانیکه بخواهد حرکت های ظریفتری انجام بدهدچالاکی اش بیشتر خواهد بود؛ نقاشی هایش قابل تشخیص تر است، در کار کردن با قیچی و بند کفش بهتر از قبل عمل می کند و دیگر مثل گذشته برای انجام فعالیت ها، درگیر چالش نیست .

مهارت شناختی

اکنون کودک درک بیشتری از دنیای اطرافش دارد هرچند مسائل را به صورت سیاه و سفید ببیند؛ عدالت برای او مهم است. داشتن مهارت های ارتباطی بهتر، اورا قادر می کند تجربیاتش را بیان کند. او شوخی و معما را می فهمد. در خواندن روان تر از قبل است و از کتاب به عنوان یک تفریح لذت می برد. داستان نویسی و اشتراک انها با دیگران برایش جالب است. مهارت شمارش او بهتر شده و می تواند تا 200 بشمارد و همچنین به صورت معکوس از 20 تا 1 بشمارد. مفاهیم وزن و ارتفاع برایش آشناست و توانایی شروع برای یادگرفتن مفهوم پول و زمان را دارد. وقتی علم و دانش کسب می کند، پذیرفتن مفاهیمی مثل سفر زمان را تعقیب می کند، پس خوب است به او اجازه دهید روی دستاوردهای اولیه اش که حاصل کنجکاوی ها بوده تمرکز کند، و به کمک مشاهدات و مهارت های ارتباطی خودش دنیای اطرافش را توصیف کند. اکنون بازی با اسباب بازی ها نسبت به کار با چیزهای واقعی برای او جذابیت کمتری دارد.

مهارت های احساسی

کودک دوست دارد به حساب آورده شود (دیده شود) و به دنبال تحسین شدن است. در این سن فشار از جانب همسالان اطراف کودک زیاد است و به صورت بالقوه جمع همسالانش از شما با نفوذ تر است. در برخورد و کشمکش با دیگران عملکرد بهتری دارد و با آنها همکاری می کند از این رو اکنون زمانی است که باید مراقب گروه هایی که در آن قرار می گیرد و دوستانی که انتخاب می کند باشید. اگر اکنون در را بطه با نحوه رفتار مناسب با او صحبت کنید از اندوه هایی که ممکن است بعد ها برایش پیش آید جلوگیری می کنید.

نسبت به قبل عاطفی تر است و می تواند درباره احساساتش صحبت کند. ممکن است در کنترل احساساتش دچار مشکل شود و شما گاهی با ناله و کج خلقی های کودک مواجه شوید. ممکن است بازی با هم جنسان برای کودک اولویت داشته باشد، در این صورت فرصت مناسبی است تا درباره تفاوت ها و کلیشه های جنسیتی با کودک صحبت کنید.

راه هایی وجود دارد که به شما امکان می دهید کودکتان را برای گذر از این سن یاری کنید. در رابطه با احترام به خود و دیگران، پاداش رفتار خوب، تشویق به تلاش کردن و بیان احساس با او گفتگو کنید که این کارها به کودک کمک می کند عزت نفس و خودباوری را در خود پرورش دهد. حدو مرز های واضح و دائمی برای او وضع کنید . صحبت در مورد چرایی و چگونگی رفتار اشتباه به کودک اجازه می‌دهد در برابر فشارهای منفی گروه همسالانش مقاومت کند. تشویق کودک به شرکت در فعالیت های گروهی موجب تقویت مهارت های اجتماعی می شود. ازنظر تحصیلی می توانید درانجام تکالیفش به او کمک کنید این کار به شما این شانس را میدهد که رابطه مادر فرزندی را قوی کنید.

دشوار است پدرو مادر بچه ای باشید که هنور اینقدر کم سن است که نیازمند حمایت شماست و از طرفی اینفدر بزرگ شده است که بخواهد مستقل باشد، به ویژه اینکه شش ساله ها ذاتا خود محور هستند. صبوری و وفق دادن خواسته هایتان با کودک به عنوان یک فرد شما را قادر می کند به فرزندتان کمک کنید مانند یک شخص شاد و متعادل رشد کند و مهارت هایی را یاد بگیرد که اورا برای بزرگسالی آماده می کند.

یشتر بخوانید:


منبع: کودک و نوجوان




:: موضوعات مرتبط :

:: برچسب ها : روانشناسی کودک شش ساله , روانشناسی کودک , شش ساله , روانشناسی کودک 6 ساله ,
تاريخ : سه شنبه 5 فروردين 1399 | 14:20 | نویسنده : مشاور کودک و خانواده |

نحوه تحمل کردن دوری از خانواده


چه در صورتیکه به یک دانشگاه دور از محل زندگی تان رفته باشید و چه در صورتیکه برای پیدا کردن فرصت های مناسب تر زندگی از خانواده تان دور شده باشید، تحمل کردن این شرایط سخت خواهد بود. برخی افراد به دلیل هیجانات ایجاد شده در نتیجه تجربیات جدید، این انتظار را ندارند که تحت تاثیر دوری از خانواده شان قرار بگیرند، ولی این تاثیر در زمانی بروز پیدا می کند که آنها 700 مایل از خانواده شان دور هستند.

مراحل:

1. پذیرفتن این موضوع که تنها هستید. زمانی که هیچ یک از اعضای خانواده تان در کنار شما نباشند، تنهایی یک مورد اجتناب ناپذیری خواهد بود. این احساس کاملا عادی است! این احساسات را مخفی نکنید، ولی در این شرایط سعی کنید که دو کار مهم انجام دهید: با استفاده از روش های مناسبی با آنها مقابله کنید و با سایر افراد و فعالیت هایی که در پیرامونتان قرار دارند، ارتباط برقرار کنید.

هر نوع احساسی که ممکن است داشته باشید را تجربه کنید. احساسات شما کاملا گیج کننده خواهند بود؛ در برخی از روزها ناراحت، غمگین یا فقط افسرده خواهید بود. به خودتان اجازه تجربه این احساسات را بدهید، ولی بعد از آن یک روز جدیدی را تجربه کنید. این کار سخت خواهد بود، ولی یک دنیای کاملا جدیدی است که باید کشف کنید!

2. در هر جاییکه می توانید، عکس های مربوط به خانواده تان را نگه دارید. یک آلبوم از عکس های محبوب خانوادگی را در گوشی یا تبلت خودتان نگه دارید، تا در هر زمانی که بخواهید بتوانید آنها را ببینید (و همچنین آنها را با اعضای خانواده تان به اشتراک بگذارید!). شما می توانید این عکس ها را در صفحه قفل گوشی یا تبلت خودتان، کیف پول خودتان، میز خودتان یا دیوارهای اتاقتان قرار دهید. در این صورت این احساس را خواهید داشت که آنها (تا یک حدی) در کنارتان هستند.

3. با خانواده تان تماس بگیرید! در صورتیکه مادرتان به تماس اول شما پاسخ ندهد، به این نتیجه دست خواهید یافت که مادرتان زیاد به شما اهمیت نمی دهد. در صورتیکه می خواهید مادرتان اهمیت بیشتری به شما قائل شود، سعی کنید که دوباره با او تماس بگیرید.

4. از تکنولوژی های موجود استفاده کنید. امکاناتی که امروزه برای برقراری ارتباط وجود دارند، کاملا وسیع و گسترده می باشند؛ در صورتیکه زمان کافی برای تماس تلفنی نداشته باشید، می توانید پیام بفرستید، یک پیام تصویری را از طریق ایمیل بفرستید، یا اسنپ چت داشته باشید. در صورتیکه می خواهید تصویر اعضای خانواده تان را در حین صحبت کردن ببینید، می توانید از اسکایپینگ یا فیس تایمینگ[1] استفاده کنید.

در صورتیکه می خواهید به صورت همزمان با چند نفر از اعضای خانواده تان ارتباط برقرار کنید، می توانید یک وبلاگ درست کنید. وبلاگ جنبه شخصی کمتری نسبت به ایمیل ها یا تماس های تلفنی فرد با فرد دارد، ولی می توانید اخبار خودتان را در آن به اشتراک بگذارید، (در صورت تمایل) وبلاگ را خصوصی کنید و در مورد کارهایی که انجام می دهید، نظرات آنها را دریافت کنید.

5. خلاق باشید و یک سری نامه هایی بفرستید. می توانید یک سری کارت های پستال یا کارت های عادی را از مغازه های محلی خریداری کنید. همچنین می توانید این کارت ها را صمیمی تر کنید و یک سری نامه های دست نوشت را بر روی آنها بنویسید. رسیدن این نامه ها به مقصد زمان بر خواهد بود، ولی می تواند تاثیرگذار باشد و حتی می تواند همانند آلبوم عکس های قدیمی، یک مورد سرگرم کننده ای باشد؛ می توانید عکس خودتان به همراه یک دوست جدید، یا ته بلیط کنسرتی که اخیرا رفته اید یا هر چیز دیگری را که نشان بدهد به فکر خانواده تان هستید را به آنها بفرستید.

6. یک برنامه مشخصی در رابطه با سفرهایی داشته باشید که به خانه تان خواهید داشت. شمارش معکوس روزهایی که خانواده تان را خواهید دید، همواره هیجان انگیز می باشد. حتی می توانید این کار را به صورت بهتری انجام دهید و در حین تشکر کردن از اعضای خانواده تان، آنها را سورپرایز کنید! در آخر هفته آنها را سورپرایز کنید و چشم هایشان را که از اشک شوق پر شده است، مشاهده کنید.

7. از زمان هایی که تنها هستید، لذت ببرید. از این زمانی که از خانواده تان دور هستید، به عنوان یک فرصتی برای پیدا کردن خودتان استفاده کنید. هیچ لزومی ندارد که همواره به این مورد فکر کنید که از خانواده تان خیلی دور هستید. مایه مباهات آنها باشید و یک سری کارهای جدیدی را انجام بدهید! بدوید، بنویسید یا کار کردن با یک ابزار جدید را یاد بگیرید. با افراد و فعالیت های موجود در پیرامون خودتان ارتباط برقرار کنید؛ عضو یک انجمن محلی شوید؛ مشغول سرگرمی هایی شوید که به آنها علاقمند هستید و از تک تک لحظات زندگی تان بیشترین استفاده ممکن را بکنید. بعد از آن می توانید به ملاقات خانواده تان بروید و در رابطه با کارهایی که انجام می دادید، با آنها صحبت کنید.



[1] Skype or FaceTiming





:: موضوعات مرتبط :

:: برچسب ها : نحوه تحمل کردن دوری از خانواده , خانواده , کودک , نوجوان ,
تاريخ : سه شنبه 5 فروردين 1399 | 13:56 | نویسنده : مشاور کودک و خانواده |